سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

231

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

النكاح . و إذا لم يكن لها الخيار في المهر ففي العقد أولى و على القول بتخيرها في المهر يثبت لها مهر المثل و في توقف ثبوته على الدخول ، أم يثبت به مجرد العقد قولان شرح فارسى مرحوم شارح مىفرماين : برخى از فقهاء فرموده‌اند : زن اصلا نه در مهر و نه در عقد هيچگونه خيارى ندارد . بدليل آنكه ولىّ صغيره در بخشيدن مهر اولى از ديگران است پس در تزويج او به مهرى كمتر از مهر المثل بطريق اولى اولويّت داشته و مهرى را كه وى تعيين نموده است بدين ترتيب مستقرّ و ثابت مىماند و صغيره پس از بلوغ حق فسخ آن را ندارد و وقتى مهر را نتوانست فسخ كند مسلّما قادر بر فسخ عقد نيز نمىباشد . [ تبصره راجع باينكه صغيره پس از بلوغ در فسخ مهر المسمّى مختار است ] تبصره بنابراينكه صغيره را پس از بلوغ در فسخ مهر المسمّى مختار بدانيم اگر آن را فسخ كرد برايش مهر المثل ثابت مىشود . منتهى در اينكه مهر المثل پس از دخول ثابت است يا بمجرّد عقد در آن بين فقهاء عظام دو قول مىباشد برخى ثبوت آن را متوقّف بر دخول دانسته و گروهى پس از مجرّد عقد آن را مستقرّ و لازم قرار داده‌اند . قوله : ليس لها خيار مطلقا : ضمير در [ لها ] به زوجه راجع بوده و مقصود از [ مطلقا ] مهر و عقد مىباشد . قوله : و هو جايز للذى بيده عقدة النكاح : چنانچه